وکیل فسخ نکاح

وکیل فسخ نکاح : فسخ نکاح مانند طلاق نیست، در طلاق نیاز به گرفتن گواهی عدم امکان سازش است و بوسیله ی وکیل  فسخ نکاح مراحل آن بسیار سریع و آسان خواهد بود.ولی  فسخ نکاح به اقدامات به خصوصی نیاز ندارد با اعمال حق فسخ نکاح می توان به زندگی مشترک پایان داد و مانند طلاق نیست که به حضور دو شاهد مرد نیاز داشته باشد تا صیغه ی طلاق اجرا شود.همچنین زوجین با داشتن وکیل فسخ نکاح می توانند در روند پرونده از وی یاری جویند و از اطلاعات وکیل خانواده استفاده نمایند.
چون عقد نکاح از موارد عقود لازم است و حق فسخی خاصی برای آن تعیین نشده است، پس قانون برای پایمال نشدن حق همسری مواردی را برای عیوبی که موجب فسخ نکاح می شوند را نام برده است.

مواردی که موجب فسخ نکاح می شوند

  1.  وجود عیب خاصی
  2.  کتمان و پنهان کاری
  3. دروغگویی یا پنهان کاری در مورد صفتی

وجود عیوب در فسخ نکاح

اگر یکی از طرفین دچار عیبی شوند و طرف دیگر بتواند این عیب را در دادگاه ثابت کند در این صورت می توان نکاح را فسخ کرد و از ورود ضرر” قاعده لاضرر ” جلوگیری کرد. برخی از عیوب فقط مخصوص آقایان و برخی دیگر مختص بانوان هستند،اما برخی از عیوب بین زن و مرد مشترک است.

قاعده لاضرر از جمله قواعد  فقهی است که کاربرد فراوانی دارد.در روایتی از حضرت محمد صلی الله و علیه و آله که فرمودند: «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام»  که یعنی در دین اسلام نه می شود به خود ضرر وارد نمود و نه به دیگران ضرر وارد ساخت.

عیوب مشترکی که بین زن و مرد وجود دارد

عیب مشترکی که باعث فسخ نکاح برای مرد و زن می باشد جنون است. طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی ” جنون موجود در هریک از طرفین که استمرار داشته باشد و طرف مقابل بی خبر باشد، در این شرایط حق  فسخ نکاح به طرف مقابل داده می شود.”

پس اگر جنون مستمر باشد و از بین نرود مرد و یا زن می توانند مجوز  فسخ نکاح را داشته باشند و هیچ فرقی نمی کند که مجنون زن و یا مرد باشد. زمانی جنون حق فسخ را موجب می شود که طرفین در حال عقد باشند، اما اگر زمانی که می خواهند عقد صورت بگیرد فرد جنون داشته باشد و طرف دیگر از این جنون با خبر باشد دیگر حق  فسخ نکاح را ندارد، زیرا طبق” قاعده اقدام ” شخص از این جنون باخبر بوده و آن را پذیرفته وبا آگاهی به این کار اقدام نموده است.
پس جنون عیب مشترک است که اگر طرفی از زوجین به آن مبتلا شود، طرف دیگر حق  فسخ نکاح را دارد.

وکیل فسخ نکاح

وجود این عیوب در زن موجب حق  فسخ نکاح برای شوهر می شود

  •  قرن
  • داشتن جذام
  • برص
  • افضاء
  • زمین گیر شدن
  • نابینایی از هر دو چشم

وجود این عیوب در مردان موجب حق  فسخ نکاح برای زن می شود

  • خضاء (اگر مرد اخته باشند و توانایی بارور کردن را نداشته باشد)
  •  اگر یک بارعمل زناشویی را انجام نداده باشد.
  •  قطع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که نتواند عمل زناشویی را انجام دهد.
  •  اگر در موارد بالا طرف توانایی مداوا شدن وجود دارد و فرد می تواند با مراجعه به پزشک عمل جراحی یا هر راه درمانی مداوا شود و این عیب درمان یابد دیگرحق  فسخ نکاح دیگر صورت نمی گیرد زیرا عیب درمان می شود.
  •  عقیم و بارور نبودن زن یا مرد از عیب های حق فسخ نکاح شمرده نمی شود، در این صورت طرفین حق طلاق را دارا هستند، مسئله ای که موجب حق  فسخ نکاح می شود این است که فرد عیب خود را پنهان کند و در این مسئله پافشاری کند.
  •  قانون گذار برای این که بتواند مانع زیان رسیدن به همسر فردی که دارای عیب خاصی است بسیار صریح و واضح موارد  فسخ نکاح را بیان می کند که این فقط منحصر به همان مورد در قانون است.
  •  فردی که  فسخ نکاح می کند نیاز ندارد که رضایت طرف مقابل نیز باشد و یک طرفه می تواند نکاح را فسخ کند فقط باید طرف فسخ کننده بالغ و عاقل باشد.

تدلیس یا کتمان در ازدواج

کتمان کردن طبق ماده ۴۳۸ قانون مدنی به کاری گفته می شود که طرف مقابل قرداد را به شیوه ای فریب دهند و یا با دروغ و پنهان کاری نقص و یا عیب یکی از زوج ها گفته نشود و یا صفت های والایی به خود بدهد.
همانطور که در امور مشاوره حقوقی خانواده بیان می شود :  تدلیس همان انکار کردن و پنهان کاری است. مثل این می ماند که فردی با اسناد و مدارک جعلی خود را دکتر معرفی کند یا خود را آدم بسیار ثروتمند و دارای مقام و منسب خاصی جای بزند و به وسیله ی دروغ و پنهان کاری طرف دیگر را به همسری بگیرد و یا راغب به ازدواج کند.
اگر خانمی قبل از ازدواج لفظ دوشیزگی را به علت نداشتن بکارت از دست داده باشد و به وسیله ی کار های واهی و یا پنهان کاری ها شوهر خود را فریب دهد و به ازدواج راغب کند، در این صورت مرد حق فسخ نکاح را دارا است و می تواند همسر خود را تحت تعقیب قرار دهد. این کار زوجه مجازات کبفری نسز دارد که این خارج از بحث این موضوع است.
اگر مرد قبل از ازدواج بداند که صفت دوشیزگی از آن خانوم ازل شده و با او نکاح کند حق فسخ نکاح برای وی منتفی است.

تخلف از شرط صفت

اگر قبل از ازدواج یکی از طرفین ازدواج صفت خاصی به خود منسوب کند و بعد از نکاح آگاه به نداشتن آن صفت شوند طرف دیگر دارای حق فسخ نکاح است. تدلیس و تخلف از شرط بسیار شرایط مشابه هم هستند و برای تفکیک این دو از هم باید دادگاه نظر قطعی صادر کند.

  • فسخ نکاح در کلام و عمل نیز صورت می گیرد و مانند طلاق به عملیات خاصی نیاز ندارد.
  • فردی که حق فسخ نکاح را داراست باید به طرف مقابل اعلام کند که می خواهد نکاح را فسخ کند. فسخ کننده ی نکاح یک اظهارنامه ارسال کند و خواهان تاییدیه فسخ نکاح از دادگاه باشد، البته فرد باید دلایل موجه خود را به دادگاه ارائه دهد. سپس دادگاه با اعلام کردن تاییدیه فسخ ازدواج بین آن دو طرف منحل می شود و فسح صورت می گیرد.
  •  بعد از صادر شدن حکم فسخ نکاح باید فسخ شدن نکاح ثبت گردد. قانونگذار برای افرادی که فسخ نکاح را به ثبت نمی رسانند، مجازات نقدی درجه ۵ و حبس تعزیری درجه ۷ در نظر گرفته می شود.
  •  حق فسخ نکاح سریع است و با توجه به عرف مدت زمان آن تعیین می شود.
  •  حق فسخ نکاح را نیز همانند هر حق دیگری می توان اسقاط کرد.
  •  عده فسخ نکاح دقبقا مثل عده طلاق ۳ طهر است، جز زمانی که زن به خاطر سن عادت ماهانه نبیند و در این حالت عده زن ۳ ماه است و در مدت عده مرد حق ندارد به زن رجوع کند.

اثر فسخ نکاح بر مهریه

اگر قبل از نزدیکی فسخ نکاح صورت گیرد، زن نمی تواند مهریه ای از مرد طلب کند، در صورتی می تواند نصف مهریه خود را طلب کند که موجب فسخ نکاح عنن باشد. زمانی که زن مهریه خود را از شوهر خود گرفته باشد همسر حق دارد برای پس گرفتن مهریه اقدام کند.

نمونه دادخواست های وکیل فسخ نکاح

سلام علیکم

عرض ادب و احترام

اينجانبه …خواهان دعوي مطابق عقدنامه شماره … ثبت شده در دفترخانه رسمي ازدواج شماره … كه فتوكپي مصدق آن به پيوست تقديم است، با خوانده محترم آقاي … ازدواج كردم.با توجه به عقدنامه مورخ … في مابين اينجانب خواهان … و خوانده آقاي … متأسفانه  قبل از عروسي متوجه جنون اطباقي خوانده شدم و نظر به فتوكپي مصدق پزشكي قانوني و عدم امكان ادامه زندگي مشترك با مشاراليه، لذا به استناد ماده 1121 قانون مدني تقاضاي رسيدگي و صدور حكم نسبت به فسخ واقعه نكاح با احتساب خسارات قانوني وارده را دارم.

وکیل مهریه

وکیل مهریه , بهترین وکیل مهریه در تهران واقع در صادقیه , توسط وکیل پایه یک دادگستری : مهریه کلمه ای عربی است و معادل فارسی آن کابین می باشد. کلماتی چون صداق، نحله و فریضه نیز می تواند جایگزین این کلمه شود. در ادامه توضیحاتی را در خصوص آن خواهیم داد. همچنین وکیل مهریه میتواند با دانش و تجربیاتی که به دست آورده شما را در این مسیر همراهی کند.

مهریه چیست؟

مهریه مالی است که در زمان جاری شدن خطبه عقد، زوج متعهد می شود که آن را به زوجه بپردازد که می تواند در غالب پول رایج مملکت، سکه، ملک، آپارتمان باشد. زوجه می تواند مهر خود را در هر زمانی که بخواهد از زوج طلب کند. امکان مطالبه مهریه هم از طریق دادگاه و هم از طریق اجرای ثبت وجود دارد.برای گرفتن مهریه عقلانی است که از وکیل خانواده کمک و مشاوره گرفت. در ادامه خصوص انواع آن در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران توضیح خواهیم داد.

انواع مهریه

الف) مهر المسمی

این نوع مهریه در زمان عقد میزان آن تعیین می شود و در سند ازدواج نیز مقدار مشخص و ثبت می شود و در اصطلاح به آن مهر المسمی می گویند. در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در مهر المسمی هیچگونه محدودیتی وجود ندارد و زوج و زوجه هر میزانی که بخواهند می توانند بعد از توافق در سند ازدواج به ثبت برسانند و استفاده از خانه و ملک بعنوان مهر در مهر المسمی امکانپذیر است.

ب) مهر المتعه

مهر المتعه به زنانی  تعلق می گیرد که در زمان عقد برای آن ها هیچ مهری در نظر گرفته نشده است و مرد قبل از نزدیکی و قبل از تعیین مهر اقدام به طلاق زن می کند. میزان مهر المتعه با توجه به وضعیت مالی مرد تعیین می شود.

وکیل مهریه

پ) مهر المثل

مهر المثل مهری است که در ضمن عقد زوجین بر سر آن به توافق نرسیده باشند و مقدارش تعیین نشده باشد ولی به جهاتی ابطال شده باشد برای مثال ملکی که برای مهریه انتخاب کرده اند مجهول باشد. در این موارد مهر المثل به زن بعد از عقد و بعد از نزدیکی تعلق می گیرد. از شروط اسقرار مهر المثل نزدیکی می باشد. عوامل که میزان مهر المثل را تحت تاثیر قرار می دهد شامل وضعیت زن و شرایط و اوضاع می باشد. برای مثال ویژگی اخلاقی، خانوادگی، میزان تحصیلات علمی و هنری، معیارهای جسمانی و سایر مواردی که در عرف می تواند میزان مهر را تحت تاثیر قرار دهد، تعیین کننده مهر المثل است.

انواع مهریه از لحاظ نحوه دریافت

مهریه از لحاظ نحوه دریافت به دو دسته مهریه عند المطالبه و عند الاستطاعه تقسیم می شود.

1) مهریه عند المطالبه

  • مهریه بعنوان دینی برگردن مرد قرار دارد و منظور از عندالمطالبه بودن آن اینست که هر زمان بعد از عقد زوجه می تواند با مراجعه به دادگاه های خانواده تقاضای دریافت آن را کند و مرد نیز باید آن را پرداخت کند.

2) مهریه عندالاستطاعه

  • در این مورد بعد از عقد چنانچه زوجه طلب مهراش را بکند بر اساس توانایی مالی زوج دادگاه تعیین می کند که چه میزان از آن را باید بپردازد. در این مورد چنانچه زوج قادر به پرداخت مهریه نباشد زوجه نمی تواند از حق حبس خود استفاده کند.

ویژگی های  مهریه

مهریه برای اینکه از نظر قانونی قابل پذیرش باشد باید ویژگی هایی داشته باشد در غیر اینصورت ابطال خواهد بود ولی ابطال آن به معنی ابطال عقد نمی باشد. ویژگی های آن شامل:

  1.  مقدار آن باید از لحاظ جنس مشخص باشد.
  2. مهریه باید دارای ارزش عقلایی مشروع باشد به این معنی که در بازار قابلیت داد و ستد داشته باشد مثل ماشین، زمین و … که بتوان آن را معامله کرد.
  3. مهریه باید قابل برای زوجه قابل تملک باشد.
  4. مهریه نباید جز اموال وقفی یا اموال عمومی باشد و باید قابلیت نقل و انتقال داشته باشد.

افزایش مهریه

برخی از محاکم قضایی معتقدند که مهریه شرعا و قانونا باید همان میزانی باشد که در ضمن عقد تعیین شده است و چنانچه خواستار تغییر میزان آن باشند، خواسته شان محکوم به رد است. در مقابل برخی محاکم قضایی معتقد که اگر دو طرف موافق با این قضیه باشند، شرعا و قانونا باید درخواست خواهان مورد توجه قرار بگیرد و زوج باید مهریه را پرداخت نماید. افزایش مهریه باید در قالب یک اقرار نامه رسمی در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت برسد. اما کاهش میزان مهریه در دفترخانه اسناد رسمی و قالب های حقوقی مختلفی چون ابرا، اقرا، هبه، بذل و صلح صورت می گیرد.

در خصوص افزایش مهریه بین حقوقدانان و وکیل مهریه مختلف اختلاف نظر وجود دارد اما در نهایت همه حقوقدانان باید بر اساس رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری عمل کنند. رای دیوان عدالت اداری نیز بر اساس نظر فقهای شورای نگهبان صادر می شود. جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید از مشاوره حقوقی خانواده در این رابطه راهنمایی های لازم را دریافت نمایید.

رای نهایی دیوان عدالت اداری در خصوص افزایش مهریه

در تاریخ دوازدهم مرداد ماه 1388 دیوان عدالت اداری بعد از بحث و تبادل در خصوص افزایش مهریه بعد از عقد به این نتیجه رسیدند که افزایش مهریه بعد از عقد از لحاظ شرعی صحیح نمی باشد و مهریه شرعی همان میزان مهریه ای است که در ضمن عقد تعیین شده و زوجین بر سر آن به توافق رسیده اند. تغییر میزان مهریه بعد از عقد خلاف شرع است. بر این اساس کلیه دادگاههای خانواده باید بر اساس نظر دیوان عدالت اداری عمل کنند. در نتیجه امکان افزایش مهریه بعد از عقد امکانپذیر نیست افزایش مهریه فقط یک هبه و تعهد از سوی زوج به همسرش است که تحت عنوان مهریه شناخته نمی شود و امتیازات مربوط به مهریه را ندارد. چنانچه سوالات دیگری در خصوص افزایش مهریه داشتید می توانید با وکیل خانواده ما تماس برقرار کنید و اطلاعات بیشتری را کسب کنید.

با مراجعه به صفحه تماس می توانید شماره های تماس را بیاید و در اولین فرصت از مشاوره وکیل پایه یک دادگستری بهرمند شوید. بهره گیری از وکیل مهریه باعث تسریع رویه پرونده های مربوط به مهریه می شود.