تفاوت قرض و عاریه + نکات کلیدی مهم : معمولاً در بین مردم، قرض و عاریه در یک مفهوم بکارگرفته میشود و تفاوتی بین آنها قائل نیستند ولی در عالم حقوق که هر کلمه بارحقوقی مخصوص بخود را دارد و اصولاً کلمات مترادف و هم معنا پیدا نمیشود، قرض و عاریه دو مفهوم جدا از هم هستند و تعاریف و اثرات مخصوص بخود را دارند.
عقد قرض
در عقد قرض، قرض دهنده را مُقرِض و قرض گیرنده را مُقترِض مینامند. بطورمثال بهروز 100میلیون تومان بعنوان قرض به شهروز میدهد و شهروز آن را مصرف میکند و در موعد مشخص شده به بهروز 100میلیون تومان میدهد.

اوصاف عقد قرض
قرض عقدی معوض است نه رایگان؛ زیرا قرض دهنده مالی را به قرض میدهد و قرض گیرنده مثل و مشابه آن را تهیه و به او برمیگرداند. همچنین عقد قرض، عقدی لازم است یعنی اگر مُقرِض عقد قرض را فسخ کند، مُقترِض مجبور نیست همان مالی را که به قرض گرفته است به آن شخص برگرداند.
مشخصه مورد قرض
طبق قانون اگر کسی مالی را از دیگری قرض میگیرد، باید مثل آن را تهیه و به قرضدهنده برگرداند چه آن کالا در بازار قیمت آن افزایش یافته است یا کاهش یافته باشد. بطور مثال شهروز یک عدد سکه بهار آزادی را از بهروز برای مراسم عروسی قرض گرفته است اما زمانی که قصد دارد قرض خود را به بهروز اداء کند، قیمت سکه چندین برابر شده است.
قرض با بهره
چنانچه توافق شود که قرض با بهره باشد شرط باطل است ولی عقد صحیح است. مثلاً توافق شود قرضی به مبلغ 100میلیون تومان باشد و در نهایت به مبلغ 120میلیون تومان مسترد شود اعم از اینکه این مبلغ اضافه، در برابر دادن مهلت به قرض گیرنده جهت تأخیر در پرداخت باشد یا به هر دلیل دیگری.
عقد عاریه
عاریه برخلاف قرض غیرمعوض است. بدین شرح که شخصی به دیگری اجازه در استفاده اتومبیل خود را بدهد بدون اینکه هیچ مبلغی را دریافت کند.
لازم به ذکر است که اگر در ضمن عقد شرط شود که شخص استفاده کننده ماهیانه 5میلیون تومان بپردازد؛ بازهم عقد عاریه است؛ زیرا پرداخت عوض جنبه فرعی دارد ولی اگر در متن عقد(نه شرط ضمن عقد) آورده شود که در مقابل استفاده، مبلغی پرداخته شود، عقد معوض میشود و اجاره قلمداد میشود.
عاریه دادن طلا و نقره:
اگر شخصی طلا و نقره دیگری را به عاریه بگیرد و آن طلا و نقره در اثر سرقت از بین برود شخص عاریه گیرنده مسئول جبران خسارت است چه شرط مسئولیت در قرارداد شده باشد یا نشده باشد. این حکم شاذ و استثنایی است. اگرچه عاریه دهنده و عاریه گیرنده میتوانند بر مسئول نبودن عاریهگیرنده در این خصوص توافق نمایند.
عاریه دادن مال عاریتی:
عاریهگیرنده نمیتواند تحت هیچ شرایطی مال عاریتی را به دیگری عاریه دهد مگر به اذن عاریهدهنده. در غیراینصورت اگر مال عاریتی را مجدداً به شخص ثالث عاریه دهد، هم خود او و هم عاریهگیرنده دوم بصورت تضامنی مسئول جبران خسارت مالک خواهند بود بعلاوه اینکه عاریه دوم غیرنافذ است و منوط به تنفیذ است.
دریافت مشاوره حقوقی تخصصی
بنابراین در عقد قرض، مورد قرض در اثر استعمال از بین میرود و مثل آن تهیه و پرداخت میشود اما در عاریه علیرغم استفاده، اصل مال پابرجاست و همان مال بازگردانده میشود. پس اگر بین عامه مردم مرسوم است که مثلاً کتاب خود را به من قرض بده تا یک هفته دیگر بازمیگردانم، در اصل عقد عاریه میباشد.
فوت چه تأثیری در عقد قرض و عقد عاریه میگذارد؟
عقد قرض عقدی لازم است فلذا فوت تأثیری در انحلال آن نمیگذارد اما عقد عاریه عقد جایز است و فوت هر یک از طرفین موجب انحلال آن میشود.
آیا سفیه میتواند مال خود را قرض یا عاریه بدهد؟
در هر دو عقد، به دلیل اینکه سفیه در امور مالی خود دخالت میکند، فلذا قرض یا عاریه صحیح نمیباشند.
