قواعد اختصاصی خیارات

قواعد اختصاصی خیارات بخش اول

آنچه در این مطلب خواهید خواند

خیار شرط

خیار شرط به حالتی گفته می‌شود که برای یکی از دو طرف قرارداد یا هر دو طرف قرارداد و یا حتی شخص سومی غیر از طرفین قرارداد حق فسخ پیش‌بینی شده باشد. بطورمثال در قرارداد اجاره، برای موجر و مستأجر و یا شخص ثالثی مانند برادر موجر، حق فسخ اجاره ظرف مدت معینی حتی بدون دلیل، در قرارداد پیش‌بینی شده باشد.

مدت اعمال خیار

در خیار شرط حتماً مدت اعمال خیار باید معلوم باشد وگرنه هم شرط و هم عقد باطل است. مثلاً اگر در عقد بیع، خیار شرط به نفع خریدار بدون تعیین مدت و برای همیشه قرار داده شده باشد، شرط و قرارداد هر دو باطل هستند.

قواعد اختصاصی خیارات

مدت خیار شرط ممکن است بصورت صریح در قرارداد پیش‌بینی شده باشد مانند اینکه 6ماه به خریدار از تاریخ عقد بیع، حق فسخ داده شود و گاه ممکن است بصورت ضمنی باشد و آن هم در قراردادهای موقت است. بعنوان مثال قرارداد اجاره به مدت یکسال بسته می‌شود و به موجر حق فسخ آن را بدون تعیین مدت اعطاء می‌شود که هیچ ایرادی ندارد؛ زیرا فرض می‌شود که مدت حق فسخ همان مدت قرارداد اجاره است.

خیار رویت و تخلف از وصف

در خیار رویت و تخلف از وصف، دو حالت را می‌توان متصور شد:

  • الف) یا فروشنده ندیده و با وصف کالا را فروخته است.
  • ب) یا خریدار ندیده و با وصف کالا را خریداری نموده است.

در هر دو حالت، بعد از رؤیت و مشاهده خریدار یا فروشنده متوجه می‌شوند که آن کالا وصف مورد بحث را ندارد. مثلاً یک تخته فرش را با این وصف فروشنده فروخته است و یا مشتری خریداری نموده است که بافت اصفهان باشد ولی بعداً معلوم شده است که بافت کاشان است. در این حالت هرکدام از طرفین که کالا را ندیده باشند، می‌توانند قرارداد را فسخ کنند.

تخلف از وصف فرعی

وصف مورد نظر باید وصفی فرعی باشد نه وصف اساسی؛ زیرا اشتباه در وصف اساسی باعث بطلان قرارداد خواهد شد نه ایجاد حق فسخ. منظور از وصف اساسی وصفی است که علت معامله است و اگر وجود نداشت معامله‌ای شکل نمی‌گرفت. بطورمثال شخص خریدار تلفن همراه هوشمند، به دلیل حافظه 128گیگ مجاب به خرید تلفن هوشمند شده است و اگر بعداً هویدا شود که 32گیگ حافظه دارد، قرارداد از اساس باطل است اما وصف فرعی یعنی اگر این وصف باشد بهتر است.

خیار تدلیس

یکی از دو طرف قرارداد طرف دیگر را فریب داده است و آن شخص فریب خورده بر مبنای آن فریب، قرارداد را منعقد نموده است. در حالی که اگر واقعیت را می‌دانست و فریب نمی‌خورد، هیچ‌گاه حاضر به انجام چنین معامله‌ای نمی‌گشت. مثلاً شخصی خانه خود را به خریدار فروخته است با این فریب که شهرداری به چنین خانه‌ای جهت ساخت و ساز مجوز می‌دهد ولی واقعیت چنین نبوده است.

شرایط ایجاد خیار تدلیس

  1. قراردادی به استناد تدلیس قابل فسخ است که آن قرارداد نه تنها صحیح و نافذ باشد بلکه بصورت معوض نیز منعقد گردیده باشد. پس در قراردادهای رایگان خیار تدلیس راه ندارد.
  2. عملیات فریبکارانه را باید طرف دیگر قرارداد انجام دهد و یا اینکه شخص دیگری آن را با هماهنگی طرف قرارداد انجام داده باشد.
  3. عملیات فریبکارانه باید عمدی باشد. پس اگر شخصی بدون آنکه عمد داشته باشد، اظهاراتی به زبان آورد که باعث فریب خریدار گردد، خیار تدلیس ایجاد نخواهد شد. مثلاً فروشنده با مراجعه به شهرداری و به نقل از زبان کارمند شهرداری به خریدار بگوید که خانه فروخته شده مجوز ساخت خواهد گرفت ولی بعد از انعقاد قرارداد خریدار متوجه شود که چنین امری صحت ندارد و فروشنده نیز از این امر مطلع نبوده است.
  4. عملیات فریبکارانه به مشتری تأثیر گذاشته باشد و او را به انجام معامله ترغیب کرده باشد. پس اگر ثابت شود که خریدار چنان مایل به انجام معامله بوده است که حتی اگر فریب نیز صورت نمی‌گرفت، بازهم قرارداد را منعقد می‌نمود، خیار تدلیس ایجاد نخواهد شد.

 

در چه قراردادهایی نمی‌توان خیار شرط را قید کرد؟

در تمامی قراردادها می‌توان شرط خیار نمود مگر وقف اعم از عام و خاص و همچنین نکاح اعم از دائم و موقت.

آیا در مورد کالاهای بوییدنی یا شنیدنی نیز خیار رؤیت و تخلف از وصف راه دارد؟

بله؛ مثلاً ادکلن و ضبط صوت اگر خلاف وصف باشد، خیار مذکور جاری است.

قواعد عمومی خیارات بخش اول

قواعد عمومی خیارات بخش دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − چهار =

تلفن همراه *