قواعد اختصاصی خیارات بخش دوم

قواعد اختصاصی خیارات بخش دوم

آنچه در این مطلب خواهید خواند

خیار غبن

هر قراردادی که یکی از دو طرف مالی دهد و در مقابل مالی دریافت نماید، چنانچه بین عوض و معوض، عدم تعادل فاحش وجود داشته باشد، برای زیان‌ دیده خیار غبن ایجاد خواهد شد. بطورمثال خریدار ملکی را بسیار ارزان از فروشنده خریداری کرده است و در نتیجه فروشنده مغبون شده است و فروشنده می‌تواند به استناد خیار غبن، قرارداد را فسخ کند. بنابراین در قراردادهای رایگان که بلاعوض هستند، خیار غبن ایجاد نخواهد شد.

قواعد اختصاصی خیارات بخش دوم

شرایط اعمال خیار غبن

  1. قرارداد بین دو طرف باید بصورت صحیح و نافذ منعقد شده باشد. نتیجه آنکه چنانچه قرارداد تحت تأثیر اکراه غیرنافذ باشد تا زمانی که تنفیذ نگشته است، به استناد خیار غبن قابل فسخ نیست.
  2. بین دو عوض باید عدم تعادل فاحشی وجود داشته باشد به اندازه‌ای که عرفا قابل مسامحه نباشد. ملاک در عدم تعادل فاحش، عرف می‌باشد.
  3. شخصی که در قرارداد مغبون گشته، باید در زمان انعقاد قرارداد از این موضوع ناآگاه بوده باشد.
  4. قاعده این است که عدم تعادل فاحش باید در زمان انعقاد قرارداد وجود داشته باشد مگر در قراردادهای مستمر مانند پیمانکاری که مغبون شدن بعد از انعقاد قرارداد، فسخ قرارداد به استناد غبن حادث را برای فرد مغبون ممکن می‌سازد.

خیار عیب

کسی که در معامله مالی معیوب به او انتقال یافته است، دارای اختیار است که یا قرارداد را فسخ کند یا از طرف مقابل ارش یعنی تفاوت بهای سالم و معیوب را بخواهد ولی اگر خیار عیب را ساقط کند نه فسخ می‌تواند بخواهد و نه ارش؛ زیرا خیار عیب شامل هر دو اختیار است.

شرط تبری از عیوب

شرط تبری از عیوب عمدتاً در مورد عیوبی می‌باشد که در زمان انعقاد قرارداد در بیع وجود داشته است و در خصوص عیوبی که بعداً در مبیع ایجاد می‌گردد، سرایت پیدا نمی‌کند مگر اینکه اوضاع و احوال قرارداد، دلالت به آن نماید که شرط تبری مرتبط به این عیوب نیز می‌باشد.

عیب در کالاهای دسته دوم

مفهوم عیب در کالاهای دسته دوم با کالاهای آکبند و نو متفاوت می‌باشد و گاه آنچه که در کالای دسته اول عیب محسوب می‌شود، در کالای دسته دوم عیب نیست. مثلاً شتاب نداشتن در اتومبیل صفر کیلومتر می‌تواند عیب باشد ولی در خودروی دسته دوم ممکن است عیب نباشد و بنابراین کسی که چنین اتومبیلی را خریداری کرده است، خیار عیب ندارد و گاه نیز فروش کالای دسته دوم به این معنی است که فروشنده از عیوب آن تبری نموده و مسئولیتی ندارد.

خیار تبعض صفقه

تبعض در لغت به معنای تجزیه بوده و صفقه نیز به معنای معامله می‌باشد. در اصطلاح، طبق این خیار، قرارداد خرید و فروش تنها نسبت به یک قسمت از معامله صحیح و نسبت به بخش دیگر آن به جهتی از جهات باطل است. در این حالت ثمن یا قیمت آن بخش از معامله که باطل است، به مشتری برگردانده شده و مشتری، می‌تواند با استناد به خیار تبعض صفقه، بخش صحیح معامله را نیز فسخ نماید و ثمن آن بخش را مسترد کند یا اینکه فقط آن بخش صحیح معامله را قبول نماید.

شرایط اعمال خیار تبعض صفقه

اعمال و اجرای خیار تبعض صفقه در قرارداد منوط به شرایطی می‌باشد که عبارتند از:

  1. معامله قابل تجزیه شدن باشد. مانند اینکه خانه‌ای فروخته شده است و 3دانگ آن به جهتی باطل است اما اگر غیرقابل تجزیه باشد مثل اینکه ساعت فروخته شده، عقربه‌ نداشته باشد، که در اینصورت تبعض صفقه راه ندارد.
  2. نا آگاه بودن طرف مقابل از باطل بودن بخشی از معامله، از شرایط اعمال خیار تبعض صفقه است. بطورکلی در خیارات، عنصر عدم مطلع بودن فسخ‌ کننده نقش کلیدی را ایفاء می‌کند.
  3. طرفین نباید در زمان عقد، حق خیار تبعض صفقه خود را اسقاط کرده باشند.

زمانی که عیب در مورد معامله آشکار باشد ولی با این وجود خریدار توجه به آن نکرده باشد، آیا خیار عیب همچنان باقی است؟

خیار عیب در صورتی برای مشتری ایجاد می‌شود که عیب مخفی باشد. عیب زمانی مخفی تلقی می‌شود که مشتری از این موضوع آگاه نباشد حتی اگر عیب آشکار باشد.

آیا خیار تبعض صفقه در زمره خیارات فوری است؟

خیر

قواعد عمومی خیارات بخش اول

قواعد عمومی خیارات بخش دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + دو =

تلفن همراه *