تلف مورد معامله قبل از اعمال حق فسخ
قاعده کلی این است که تلف مورد معامله، حق فسخ را از بین نمیبرد و خریدار در صورت فسخ، به جای مورد معامله تلف شده، مثل آن را یا قیمت آن را حسب مورد به فروشنده خواهد پرداخت اما بصورت استثنائی در دو حالت تلف مورد معامله، حق فسخ را از بین میبرد:
- اگر فروشنده کالایی را بفروشد و خریدار که تاجر است ورشکسته شود و مورد معامله نزد خریدار تلف شده باشد، فروشنده حق فسخ ندارد و فقط میتواند برای مطالبه مبلغ قرارداد به خریدار رجوع کند.
- در صورتی که مورد معامله نزد خریدار تلف شود، دیگر امکان فسخ قرارداد به استناد خیار عیب وجود ندارد و فقط باید ارش(مابه التفاوت قیمت کالای سالم از کالای معیوب) پرداخت شود.

تلف مورد معامله بعد از اعمال حق فسخ
چنانچه مورد معامله بعد از فسخ نزد مشتری تلف شود، مشتری باید به فروشنده خسارت پرداخت کند؛ زیرا مال در حقیقت متعلق به فروشنده بوده است. بنابراین مشتری باید بعد از فسخ، سریعاً مورد معامله را به فروشنده بازگرداند و نمیتواند موکول به پرداخت وجه کند و هر گونه تاخیر، خریدار را ضامن تلف مال حتی در صورت اثبات قوه قاهره میکند.
شیوه ابراز اعمال حق فسخ
فسخ ایقاع رضایی است یعنی با اراده یکجانبه فسخ کننده واقع میشود و نیاز به تشریفات خاصی ندارد. فسخ میتواند با لفظ باشد. مثلا فروشنده بگوید قرارداد خود را با خریدار به دلیل غبن فسخ نمودم یا با عملکرد شخصی که حق فسخ دارد که به آن فسخ فعلی میگویند. مثلاً فروشنده که حق فسخ عقد بیع را به استناد خیار غبن دارد، آن را به شخص دیگری بفروشد. این عملکرد فروشنده نشان میدهد که او عقد بیع با خریدار سابق را در عمل فسخ نموده است و بعنوان مالک این اعمال حقوقی را انجام داده است.
صرف نظرکردن از حق فسخ
ممکن است شخصی که حق فسخ دارد آن را امضای فعلی نماید یعنی کاری انجام دهد که نشاندهنده آن باشد که او از حق فسخ خود صرف نظر کرده است. بطورمثال مشتری حق فسخ عقد بیع را به استناد خیار تدلیس دارد. اگر با علم بر حق فسخ، مورد معامله را به دیگری بفروشد، نشانه آن است که از حق فسخ خود صرف نظر کرده است. در مقابل اگر مشتری مورد معامله را اجاره دهد، این نشانه صرف نظرکردن از حق فسخ نمیباشد و میتواند در فرصتی قرارداد را فسخ کند.
نقل و انتقال خیار
حق فسخ یک حق مالی است و این امکان وجود دارد که توسط فرد دارای حق فسخ، به دیگری منتقل شود. حق فسخ نسبت به خیارات فوری قابل انتقال نیست؛ زیرا انتقال با فوریت منافات دارد و حق فسخ را ساقط میکند اما اگر حق فسخ به استناد خیار غیرفوری باشد مانند خیار تأخیر ثمن، میتوان آن را منتقل نمود. لازم به ذکر است که خیارات فوری عبارتند از:
- غبن
- عیب
- تدلیس
- رؤیت
- و تخلف از وصف و خیار فسخ نکاح و مابقی خیارت غیرفوری هستند.
شرط سقوط خیارات
در قرارداد میتوان شرط نمود که تمامی خیارات از دو طرف ساقط گردد که در اصطلاح “کافه خیارات” از دو طرف سلب و ساقط میگردد اما توجه شود که خیار تدلیس، خیار تفلیس، خیار تعذر تسلیم و خیار رؤیت و تخلف از وصف قابل ساقط شدن نیستند.
در شرط سقوط تمامی خیارات، خیار غبن در حد غبن فاحش ساقط میشود اما خیار غبن افحش یعنی خیلی فاحش را ساقط نمیکند مگر اینکه توافق شود که حتی غبن افحش نیز ساقط گردد که در اصطلاح “لو افحش” تعبیر میشود. مثلاً اگر خانهای که 1میلیارد قیمت آن باشد، با 800میلیون فروخته شود، غبن فاحش است ولی اگر با 500میلیون فروخته شود، غبن افحش است.
آیا خیارات با فوت شخص به ورثه منتقل میشود؟
خیارات چه فوی و چه غیرفوری، بعد از فوت بصورت قهری به ورثه منتقل خواهد شد.
آیا به زن حق فسخ مربوط به مال غیرمنقولی مانند زمین به ارث میرسد؟
حق فسخ صرف نظر از مال موضوع آن به همه وارثان از جمله زن به ارث میرسد.
