قواعد وکالت و نکات مهم آن : وکالت عقدی است که به موجب آن موکل به وکیل نمایندگی میدهد که به نیابت از او عمل حقوقی انجام دهد. بطورمثال وکالت دادن در طلاق همسر، وکالت دادن در فروش، وکالت در اقامه دعوای الزام به تنظیم سند رسمی و …
اختیارات وکیل
حدود اختیارات وکیل را موکل مشخص مینماید. بعبارت دیگر اینکه وکیل چه کاری میتواند انجام دهد، بنا به تعیین موکل است و اگر موکل در اعطای اختیاراتی سکوت کرد، اصل بر این است که وکیل چنین اختیاری ندارد که به آن”اصل عدم نیابت “گفته میشود.

تعهدات وکیل
اگرچه وکالت عقدی جایز است و وکیل میتواند استعفا دهد اما تا زمانی که استعفا نداده است، باید به تعهدات خود عمل نماید. بعنوان مثال در جلسه دادرسی جهت دفاع از موکل حضور یابد. وکیل باید اموالی را که از موکل در اختیار او میباشد به او بدهد مثل اسناد موکل. وکیل باید حدود اختیارات را رعایت کند و مصلحت موکل را نیز مراعات نماید.
حق توکیل
در حقوق ایران اصل عدم حق توکیل است. یعنی اصل بر این میباشد که خود وکیل آن کاری را که به او وکالت داده شده است، انجام دهد و حق ندارد انجام آن را به شخصی دیگر واگذار نماید.
قواعد وکالت در دادگاهها شامل تمام اختیارات راجع به امر دادرسی است اما در ارتباط با وکالت در توکیل حتماً باید در وکالتنامه صراحتاً تصریح شود.
تعهدات موکل
موکل متعهد است که حقالوکاله وکیل را طبق قرارداد مالی که با او منعقد کرده است، پرداخت کند. همچنین موکل باید هزینههایی که وکیل جهت انجام امر وکالت متحمل شده است را نیز پرداخت کند. از جمله این هزینهها آن دستمزدی است که وکیل اول به وکیل دوم در باب حق توکیل پرداخته است.
اهلیت طرفین عقد وکالت
فرد دیوانه برای هر امری چه بعنوان موکل و چه بعنوان وکیل، اگر عقد وکالتی منعقد کند، آن عقد باطل است. سفیه اصولاً نمیتواند موکل یا وکیل واقع شود اما برای امورغیرمالی مثلاً طلاق و نکاح مشکل قانونی وجود ندارد. گرچه در بحث حقالوکاله نیاز به تنفیذ ولی خود دارد.
ویژگی موکل
در قواعد وکالت صرف نظر از اینکه موکل باید عاقل، بالغ و رشید باشد باید از نظر حقوقی توان بجاآوردن عمل مورد وکالت را نیز داشته باشد. بنابراین شخصی که خود نمیتواند از نظر حقوقی کاری را انجام دهد، برای انجام آن نیز نمیتواند به دیگری وکالت دهد. بطورمثال ملکی دارای 3شریک است و به لحاظ تعداد شرکاء، حق شفعه در آن ایجاد نمیگردد. پس شریک در آن ملک همانگونه که خود نمیتواند اخذ به شفعه نماید، برای انجام آن نیز نمیتواند به دیگری وکالت دهد.
تعدد وکیل
برخی اوقات موکل برای اینکه دعوای مطروحهی او در محاکم قضایی به نحو احسن پیگیری شود و با مشکل مواجه نشود اقدام به اخذ بیش از یک وکیل در پرونده میکند. توجه شود که قانونگذار محترم در باب این موضوع محدودیتی قائل شده است که در پروندههای حقوقی موکل حق ندارد که بیش از 2وکیل اختیار کند اما در پروندههای کیفری تا 3وکیل نیز جایز است.
وکالت نامشروع
در صورتی که وکالت برای تمام امور باشد و مدتی نیز نداشته باشد و در عین حال از موکل، حق عزل وکیل و یا از وکیل حق استعفا دادن سلب شود، این وکالت نامشروع و باطل است اما اگر وکالت برای مدتی محدود باشد یا برای امر خاصی باشد، وکالت صحیح است.
چنانچه وکیل دوم که بنا به حق توکیل انتخاب گشته است، خسارتی به موکل وارد کند، مسئول کیست؟
مسئولیت جبران خسارت برعهده وکیل دوم است مگر اینکه وکیل دوم که توسط وکیل اول انتخاب شده است، فردی نامناسب باشد که در اینصورت وکیل نخست نیز مسئول جبران خسارت است.
آیا اقداماتی وکیل قبل از رسیدن خبر عزل خود انجام میدهد، صحیح است؟
بله
