تاثیر و نقش اراده در بوجود آمدن قرارداد ها:
عناصر تشکیل دهنده اراده
در حقوق ایران اراده ترکیبی از قصد و رضایت است. قصد به معنای مصمم شدن به انجام یک عمل حقوقی خواه تصمیمگیرنده رضایت به اقدام خود داشته باشد خواه رضایت نداشته باشد. بطورمثال شخصی که از روی اکراه اقدام به خرید و فروش کرده باشد، قصد انجام بیع را داشته است اما رضایت و میل قلبی به منعقد کردن آن نداشته است. بنابراین رضایت نیز به معنای اختیار و میل قلبی به انجام عمل حقوقی است.
اگر شخص هنگام انجام معامله قصد نداشته باشد معامله باطل است اما اگر رضایت نداشته باشد معامله غیرنافذ است.

قصد واقعی و قصد ظاهری
قصد تا زمانی که در درون شخص میباشد، قصد واقعی است اما زمانی که شخص قصد خود را ابراز میکند، تبدیل به قصد ظاهری میشود. گاهی اوقات قصد واقعی با قصد ظاهری خلاف یکدیگر هستند. اگر قصد واقعی با قصد ظاهری تعارض داشته باشد، قصد واقعی بر قصد ظاهری حاکم خواهد بود. مثلاً اگر دو طرف به دلیلی قصد واقعی خود را مخفی نمایند و آن را به ظاهر و به صورت قرارداد دیگری اعلام کنند، قصد واقعی آنها بر قصد ظاهری آنها مقدم خواهد بود.
پدری قصد هبه خانهاش را به فرزندش دارد ولی بمنظور فرار از پرداخت مالیات آن را بعنوان بیع انتقال میدهد. به این نکته مهم توجه شود که ادعای اینکه قصد ظاهری برخلاف قصد واقعی است، خلاف اصل میباشد و چنانچه اثبات نشود، اصل بر این است که قصد ظاهری شخص همان قصد واقعی اوست.
سکوت در زمان انعقاد قرارداد
در نقش اراده در بوجود آمدن قرارداد ، سکوت دلیل بر انعقاد قرارداد نیست و اراده طرفین باید به شکلی بیان گردد مگر در موارد زیر که سکوت باعث انعقاد قرارداد میشود:
- پذیرش معامله کاملاً به سود طرف مقابل است و برای او تعهدی ایجاد نمیکند مثلاً فرستادن هدیه برای دیگری
- عرف مسلمی باشد که سکوت در برابر قرارداد را قبول تلقی نماید. مثلاً طبق عرف فلان شهر کسی که پیشنهاد اجاره یک زمین به او داده میشود چنانچه تا 24ساعت سکوت کند این سکوت او دلیل بر قبول اجاره است.
- روال و رویه بین دو نفر که سالهاست با یکدیگر معامله میکنند بر این است که سکوت دلیل بر رضایت است. مثلاً دو نفر تاجر برنج چندین سال است که با یکدیگر تجارت برنج انجام میدهند و رویه این میباشد که یکی از آنها انتهای ماه فلان مبلغ برنج را برای طرف دیگر میفروشد و منتظر قبول او نمیماند.
معنای ایجاب در قرارداد
قرارداد متشکل از ایجاب و قبول است. ایجاب یعنی پیشنهاد انعقاد قرارداد و قبول به معنای پذیرفتن پیشنهاد انعقاد قرارداد است. در ایجاب باید ارکان اصلی قرارداد یعنی نوع قرارداد و مورد قرارداد مشخص باشد. مثلاً بهروز به شهروز طی ایجابی که میکند باید بگوید نوع عقد بیع است و مورد عقد موتورسیکلت است.
ایجاب و قبول باید در نوع عقد و مورد عقد با یکدیگر مطابقت داشته باشند وگرنه معامله باطل است. مثلاً گلروز خانه خود را بعنوان بیع به مهروز پیشنهاد میکند اما مهروز بعنوان هبه قبول میکند. در این حالت هیچ عقدی منعقد نشده است.
پیوستگی بین ایجاب و قبول
باید قبول در زمانی اعلام شود که هنوز ایجاب وجود دارد و از بین نرفته است. بطورمثال بهروز که خانهی خود را به شهروز پیشنهاد داده است، به وی گفته است که ظرف یک هفته قبول خود را اعلام کند و اگر یک هفته به پایان رسید دیگر قبول او اثری نخواهد داشت.
اگر قبل از اعلام قبول توسط خریدار، فروشنده فوت کند وضعیت حقوقی چگونه است؟
در این حالت پیشنهاد انعقاد قرارداد از بین رفته است فلذا خریدار امکان حقوقی برای پذیرش بیع را ندارد.
آیا شخص لال میتواند قرارداد منعقد کند؟
نه تنها شخص لال بلکه شخص گویا نیز میتواند قرارداد را با اشاره انجام دهد.
پوریا نادری – وکیل پایه یک دادگستری
